جدیدترین دستاوردهای بیوتکنولوژی، نانوبیوتکنولوژی و بیوانفورماتیک
جدیدترین دستاوردهای بیوتکنولوژی، نانوبیوتکنولوژی و بیوانفورماتیک

کاربرد بیوتکنولوژی در افزایش کمیت و کیفیت محصولات کشاورزی، از مهمترین حوزههای بیوتکنوژی
نوین به خصوص برای کشورهای در حال توسعه و پرجمعیت میباشد. این مقاله سعی
دارد، مهمترین کاربردهای بیوتکنولوژی در زمینه علوم گیاهی را در قالب
عناوین زیر به طور اجمال معرفی کرده و تحلیلی دربارة ضرورت توجه به این
حوزه از تکنولوژیهای نو ارائه نماید:
ابعاد اقتصادی بیوتکنولوژی در حوزه کشاورزی
حوزههای مختلف بیوتکنولوژی گیاهی نوین
الف) مهندسی ژنتیک و دیانآی نوترکیب
گیاهان تراریخته و اهمیت اقتصادی آنها
مثالهایی از کاهش خسارات آفات
زمینههای مختلف کاربرد گیاهان تراریخته
ب) کاربرد نشانگرهای مولکولی
ج) کشت سلولها و بافتهای گیاهی
برخی کاربردهای کشت بافت گیاهی
مقدمه
بر اساس گزارشات سازمان ملل، حدود 800 میلیون نفر از جمعیت جهان (14 درصد)
دچار فقر غذایی هستند که تا سال 2020 به یک میلیارد نفر خواهند رسید. تخریب
روزافزون جنگلها، مراتع و فضای سبز، گسترش بیابانها، نابودی گونههای
متنوع گیاهی و جانوری، مقاوم شدن آفات و عوامل بیماریزا به سموم و بروز
بسیاری مسائل جدی دیگر هر روز ابعاد گستردهتری مییابد.
از سوی دیگر، بشر با استفاده نسبتاً کامل از امکانات موجود، امروزه برای
افزایش تولیدات کشاورزی با محدودیت منابع روبرو میباشد. بنابراین رشد سریع
جمعیت و محدودیت منابع، نسل بشر را با خطر گرسنگی و کمبود امکانات بهداشتی
مواجه نموده است. از طرفی، فناوریهای سنتی و بومی کشاورزی به مرز
محدودیتهای خود نزدیک شدهاند و انسان نیازمند بکارگیری فناوریهایی است
که از پتانسیل بیشتری برخوردار باشند.
در چنین شرایطی، فناوریهایی مورد نیاز هستند که قابلیت تولید گیاهان،
دامها و بطور کلی موجوداتی با ویژگیهای برتر را داشته باشند، گیاهانی با
قابلیت تحمل به تنشهای زیستی و بطور اخص شوری و خشکی تولید کنند، دامها
را به شیوهای دقیق و کیفی در مقابل بیماریهای مهلک ایمن نمایند و در
نهایت امنیت غذایی و به تبع آن امنیت اقتصادی و اجتماعی را به ارمغان
آورند. نمونه بارز چنین فناوریهایی، "فناوری زیستی (بیوتکنولوژی)" است که
قابلیت بهبود ژنتیک گیاهان زراعی و باغی، دام، آبزیان و بطور کلی
سازوارهها (ارگانیزمها) و ریزسازوارهها (میکروارگانیزمها) را داراست.
دستاوردها و تحولات گسترده علمی و تکنولوژیک جهان که در نیمه دوم قرن بیستم
(از اواسط دهه 1970 میلادی) به خصوص در حوزه علوم و فناوریزیستی به وقوع
پیوست، نویدبخش توانمندیهای جدیدی در این عرصه بود و امروزه امیدهای
فراوانی را در دل دولتمردان کشورهای جهان ایجاد کرده است. بیوتکنولوژی و
فناوری ژن با ارایه مسیرهای راهبردی، این امید را بهوجود آوردهاند که
میتوان جهان را از کابوس فقر و گرسنگی رها ساخت و امنیت غذایی و بهداشتی
را برای جهانیان به ارمغان آورد. بنابراین بشر امروزه با بهرهگیری از دانش
ژنتیک، به قابلیتهای شگفتانگیز طبیعت و موجودات زنده پی برده و بر آن
است تا از همین قابلیتهای ذاتی برای رفع معضلات زیستی استفاده کند.
بر اساس پیشبینیهای بسیاری از متخصصین و صاحبنظران از جمله انجمن
بینالمللی علم و توسعه، جمعیت جهان در سال 2050 به 11 میلیارد نفر خواهد
رسید و میزان تولیدات غذایی باید در آن زمان به سه برابر مقدار کنونی
افزایش یابد که بدون فناوری زیستی میسر نخواهد بود. بیوتکنولوژی و مهندسی
ژنتیک میتواند در جهت بهرهوری بیشتر از منابع زیستی، حفظ محیطزیست و در
نتیجه توسعه پایدار مؤثر واقع شود.
ابعاد اقتصادی بیوتکنولوژی در حوزه کشاورزی
ابعاد اقتصادی بیوتکنولوژی در حوزه کشاورزی بسیار چشمگیر بوده است. بسیاری
از صاحبنظران معتقدند سده بیستویکم، قرن حاکمیت و شکوفایی فناوری زیستی
است و این فناوری را عامل دومین انقلاب سبز در آینده به حساب میآورند. به
مدد این فناوری نوین، پتانسیل قابلتوجهی در علوم زیستشناسی پایه، صنایع
کشاورزی، پزشکی و داروسازی، فرآوری غذایی و صنایع شیمیایی پدید آمده است.
کاربرد بیوتکنولوژی در کشاورزی به خصوص برای کشورهای در حال توسعه،
چشمانداز روشن و بسیار امیدوارکنندهای ترسیم نموده است. طبق
مطالعهای که در سال 1985 صورت گرفت، تأثیر بیوتکنولوژی بر کشاورزی
در کشورهای در حال توسعه، در سال 2008 احساس خواهد شد. طبق گزارش
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) در دهة 1980، میزان اکتشافات
در مورد بیوتکنولوژی موادغذایی و کشاورزی، سریعتر از آن بود که تصور
میرفت. بازار جهانی بیوتکنولوژی کشاورزی در سال 1997 حدود 4 میلیارد دلار
بود و در سال 2002 حدود 4،8 میلیارد دلار پیشبینی شده است. امروزه
دولتها و صنایع به این نتیجه رسیدهاند که باید مردم را بیشتر با
بیوتکنولوژی کشاورزی آشنا کنند و برای اینکار، همکاری متخصصین و
علاقهمندی غیرمتخصصین و اعتماد مردم را لازم میدانند.
بیوتکنولوژی امکاناتی را فراهم میآورد که از طریق روشهای سنتی قابل دسترس
نیستند. لذا بکارگیری این فناوری در کشاورزی میتواند با هدف بهرهوری
بیشتر از منابع موجود، کشاورزی پایدار، سلامت محیطزیست و در جهت کمک به
روشهای سنتی "بهنژادی"، موثر واقع شود. به طور کلی، استفاده از
فناوریزیستی در کنار روشهای سنتی (کلاسیک) باعث تسریع در دستیابی به
اهداف "بهنژادی" و تأمین احتیاجات کمی وکیفی بشر در آینده خواهد بود. در
عین حال هیچگاه نباید این فناوری به عنوان جایگزین روشهای سنتی و معمول
"بهنژادی" قلمداد شود، بلکه این دو مکمل یکدیگر هستند.
حوزههای مختلف بیوتکنولوژی گیاهی نوین
بهطور کلی بیوتکنولوژی نوین از سه ابزار مهم زیر در زمینه کشاورزی بهره میگیرد:
الف) مهندسی ژنتیک و دی-ان-آی نوترکیب
ب) کاربرد نشانگرهای مولکولی (پروتئین و دی-ان-آ)
ج) کشت سلولها، اندامها و بافتهای گیاهی
این نوشتار سعی دارد مهمترین حوزههای کاربرد بیوتکنولوژی گیاهی را در قالب
سه مورد فوقالذکر به طور اجمال معرفی کند که میتواند تحلیلی دربارة
ضرورت توجه به این حوزه از تکنولوژیهای نو ارائه نماید.
با توجه به اهمیت فناوریزیستی ابعاد اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی، شایسته
است که مسئولین علمی و سیاسی کشور بیش از پیش به حمایت و سرمایهگذاری در
این زمینه توجه نمایند. همچنین لازم است، برنامهریزان و تصمیمسازان
استراتژی ملی توسعه کشور نسبت به اولویتدادن به آموزشها و پژوهشهای نوین
بنیادی و کاربردی در عرصة بیوتکنولوژی و مهندسی ژنتیک و ارایه تمهیدات و
راهکارهای بهرهبرداری تجاری از فراوردههای آن، اقدام لازم را به عمل
آورند.
الف) مهندسی ژنتیک و دیانآی نوترکیب
مهندسی ژنتیک، پیچیدهترین شاخه بیوتکنولوژی است که روشهای مبتنی بر
ژنتیک سلولی و مولکولی، نشانگرهای مولکولی، کشت سلول و بافت، میکروبیولوژی و
بیوشیمی را در بر میگیرد. به طورکلی مهندسی ژنتیک شامل استفاده از
روشهای انتخاب ژن موردنظر، جداسازی، خالصسازی، تکثیر و انتقال ژنها و
ارزیابی بروز آنها در موجود زنده میباشد. این فناوری امکاناتی را فراهم
میآورد که با روشهای سنتی (کلاسیک) امکانپذیر نیست.
مهندسی ژنتیک با رفع مشکل محدودیت تلاقیهای جنسی توانسته است انتقال
مستقیم و سریع ژنهای جدید یا تغییریافته از منابع مختلف شامل گونههای
گیاهی، حیوانات، باکتریها، ویروسها و قارچها به یکدیگر و از جمله
گیاهان را فراهم آورد؛ در حالی که این کار با روشهای معمول و کلاسیک
بهنژادی امکانپذیر نیست. این فناوری حتی میتواند ژنهای مصنوعی طراحی
نماید و به موجودات انتقال دهد. بنابراین تنوع در خزانه ژنی (gene pool) را
افزایش میدهد.
به طور کلی دامنه مطالعات و کاربردهای مهندسی ژنتیک شامل موارد زیر میباشد:
1- مطالعات بنیادی در زمینه زیستشناسی پایه و از جمله شناسایی، جداسازی و
شناخت اجزاء ژن و عمل آنها، چگونگی فعالیت رونویسی، ترجمه و ابراز (بیان)
ژنها و بررسی فرآورده پروتئینی آنها، یکی از مهمترین نقاط تمرکز
پژوهشهای مهندسی ژنتیک میباشد.
2- تولید کاوشگرهای تشخیصی (diagnostic probes) جهت شناسایی توالیهای
مشابه که در مطالعات بیوتکنولوژی و همچنین تشخیص صفات از قبیل مقاومت و یا
حساسیت به آفات و بیماریها و شناخت ارقام هر گیاه کاربرد دارد.
3- تراریزش یا انتقال ژن به روشهای مهندسی ژنتیک (transformation) و تولید
گیاهان و جانوران تراریخته transgenic دارای صفات جدید و یا تغییریافته،
امروزه یکی از مهمترین و کاربردیترین استفادههای مهندسی ژنتیک در کشاورزی
میباشد و گیاهان تراریخته میتوانند جهت استفادههای مستقیم یا
غیرمستقیم غذا، علوفه و الیاف بکار روند و یا اینکه در برنامههای
بهنژادی، تولید مواد دارویی و صنعتی استفاده شوند.
گیاهان تراریخته (Transgenic Plants) و اهمیت اقتصادی آنها:
فنون دستورزی ژنتیکی گیاهان در اوایل دهه 80 میلادی ابداع گردید و نتایج
کاربردی آن از اوایل دهه 90 با ایجاد گیاهان تراریخته مقاوم به آفات،
بیماریها و علفکشها به ثمر نشست. اکنون حدود دو دهه از پیدایش فنون
دیانآی نوترکیب و مهندسی ژنتیک گیاهی میگذرد. در این مدت
سرمایهگذاریهای هنگفت و تلاش فراوانی در نقاط مختلف دنیا برای توسعه و
بهبود این فنون جهت دستیابی به اهداف موردنظر بهعمل آمد. مهندسی ژنتیک،
انقلاب سبزی را برای بهبود کمی و کیفی محصولات کشاورزی و غلبه بشر بر
گرسنگی و فقر غذایی بنیان نهاده است.
دانشمندان با دستکاری ژنهای یک گیاه، جانور و میکروارگانیسم، نژادهای
تراریختهای از آن را به وجود میآورند که نسبت به نژاد طبیعی، به آفات و
بیماریها و یا سموم مقاوم بوده، یا برخی عناصر غذایی و ویتامینها را که
نوع طبیعی فاقد آن است، تولید مینماید. لذا این قبیل گیاهان یا جانوران،
محصول بیشتر و با کیفیت بهتری تولید میکند. در دهه آینده امید میرود با
استفاده از گیاهان زراعی تراریخته، افزایش عملکرد از 10 به 25 درصد برسد.
از سالهای 1982 و 1983 که اولین انتقال موفقیتآمیز ژنها به سلولهای
گیاهی انجام شد، سرعت پیشرفت ایجاد گیاهان تراریخته افزایش یافت. اولین
آزمایش مزرعهای گیاهان تراریخته در سال 1986 در کشور فرانسه انجام گرفت.
اما استفاده عملی از گیاهان تراریخته، زمانی آغاز شد که کشور چین تنباکو و
گوجهفرنگی تراریخته مقاوم به ویروس را در پایان سال 1992 برای عرضه در
بازار تصویب نمود و سپس گوجهفرنگی با قابلیت انبارداری بیشتر توسط شرکت
کالگن آمریکا در سال 1994 معرفی شد. امروزه تولید گیاهان تراریخته از
عمدهترین کاربردهای بیوتکنولوژی در کشاورزی میباشد. در حال حاضر، انتقال
ژن از طریق مهندسی ژنتیک و تولید گیاهان تراریخته در مواردی همچون مقاومت
به آفات، بیماریها، علفکشها، بهبود کیفیت پروتئین و روغن و غیره در بیش
از 60 گیاه زراعی، باغی و زینتی حاصل شده است و تعداد آنها با سرعت زیادی
روز به روز افزایش مییابد.
سطح زیرکشت این قبیل گیاهان در جهان طی سالهای اخیر با روند تصاعدی افزایش
یافته و از سال 96 تا 2001 حدود 30 برابر شده است . اکنون بیش از 25 درصد
سطحکشت جهانی گیاهان تراریخته در کشورهای در حال توسعه قرار دارد. شمار
کشورهایی که گیاهان زراعی تراریخته را کشت میکنند، از یک کشور در سال 1992
به چهارده کشور در سال 2002 افزایش یافته است.
میزان فروش محصولات گیاهان تراریخته طی سالهای 1995 تا 2000 بهسرعت
افزایش یافت . بازار جهانی گیاهان تراریخته در سال 2001 از مرز سه میلیارد
دلار گذشت و پیشبینی میشود که در سال 2005 و 2010 به ترتیب تا حد 6 و 20
میلیارد دلار افزایش یابد. سود حاصل از گیاهان تراریخته طی سال 1999 حدود
700 میلیون دلار بود که بیش از دو میلیون کشاورز از آن بهرهمند شدهاند.
در سال 2001 حدود پنجونیم میلیون کشاورز از کشت این قبیل گیاهان بهره
بردهاند. لذا اکنون مقبولیت گونههای جدید زراعی، باغی و حتی دامهای
تراریخته نزد کشاورزان افزایش یافته است و این خود موضوعی است که دانشمندان
را به سوی تولید فرآوردههای نوین و با قابلیتهای بیشتر سوق میدهد.
پیشبینی میشود که در سال 2025 حدود 1،6 میلیارد نفر در جهان از طریق
مهندسی ژنتیک غلات تغذیه خواهند نمود. شرکت زنکا (Zeneca) معتقد است که
بازار جهانی گیاهان تراریخته در سال 2020 به 75 میلیارد دلار خواهد رسید،
لذا سرمایهگذاری در این زمینه را از 20 میلیون دلار در سال 97 به 60
میلیون در سال 98 افزایش داد. شرکت نوارتیس سوئیس نیز حدود 20 میلیون دلار
طی سالهای 99 و 2000 برای گسترش ساختمان موسسه تحقیقات بیوتکنولوژی خود
هزینه نمود.
کاهش هزینه کشاورزان از طریق کنترل بهینة آفات، بیماریها، علفهای هرز،
کاهش مصرف سموم و افزایش کمیت و کیفیت محصول، از جمله مزیتهای حاصل از
کاربرد گیاهان تراریخته (تغییریافتة ژنتیک) میباشد. گیاهان تراریخته مقاوم
به آفات و بیماریهای شایع و خسارتزا قادرند خسارات سالیانه 30 درصدی
محصولات کشاورزی را کاهش دهند؛ در نتیجه امروزه شاهد رویکرد کشاورزان در
کشورهای صنعتی به سوی کاشت و بهرهبرداری از این قبیل گیاهان هستیم. کاشت
اینگونه گیاهان، هزینههای مبارزه شیمیایی و کاربرد سموم دفع آفات نباتی
را کاهش میدهد. از سوی دیگر صدمات وارده به منابع زیستی مثل خاک و آبهای
زیرزمینی را به حداقل میرساند. برای روشن شدن مطلب به ذکر چند مثال زیر
بسنده میشود:
مثالهایی از کاهش خسارات آفات
1- خسارت ناشی از کرم برگخوار ذرت، سالیانه معادل 40 میلیون تن است که این
میزان قادر به تامین کالری لازم برای 60 میلیون نفر میباشد. بهکمک
مهندسی ژنتیک میتوان اینگونه خسارتها را به حداقل ممکن کاهش داد.
2- تنباکو تراریخته مقاوم به ویروس در چین باعث شد تا عملکرد برگ آن 5 تا 7
برابر افزایش یابد و تعداد دفعات سمپاشی (بر علیه شتههای ناقل) 3-2 بار
کاهش یابد.
3- در آمریکا طی سال 1996 متوسط خسارت کرم اروپایی ذرت برابر 9 درصد بود و
در بعضی مناطق به بیش از 30 درصد میرسید و متوسط ارزش خسارت برابر 1
میلیارد دلار بود. سود خالص از ذرت Bt مقاوم به این آفت (بدون احتساب
هزینههای علفکش) برابر با 27.25 دلار در هر ایکر (واحد سطح) محاسبه شد.
کل سود خالص حاصل از کاشت ذرت Bt در سال 1996 و 1997 در آمریکا به ترتیب 19
و 190 میلیون دلار بود.
4- سال 1996 در آمریکا کاشت سیبزمینی Bt (مقاوم به سوسک کلرادو) به طور
متوسط تعداد سمپاشی را به 1.2 دفعه کاهش داد که متوسط پسانداز هزینه
سمپاشی 5 دلار در هر ایکر (12 دلار در هکتار) بود. در مجموع با صرفهجویی
در مصرف حشرهکش، متوسط افزایش بازده کشاورزان با استفاده از سیبزمینی Bt
(در مقایسه با شاهد) برابر 14 دلار در ایکر بود (35 دلار در هر هکتار با
احتساب افزایش عملکرد و کیفیت غده).
5- یک بررسی بر روی پنبه تراریخته Bt مقاوم به کرم غوزه طی سال 1996 در
آمریکا نشان داد که عملکرد در مقایسه با شاهد به طور متوسط 7 درصد افزایش
مییابد و حتی بسته به تراکم آفت این افزایش تا 20درصد نیز میرسید. همچنین
میزان مصرف حشرهکش 20000 گالن کاهش یافت. میزان صرفهجویی ناشی از عدم به
کارگیری حشرهکش در هکتار معادل 140 تا 180 دلار در هکتار بود و افزایش
هزینه خرید بذر در هر هکتار معادل 80 دلار بود. بنابراین متوسط سود خالص در
هر هکتار حدود 80 دلار (33 دلار در هر ایکر) محاسبه گردید. بنابراین سود
حاصل از کاشت 1.8 میلیون ایکر پنبه Bt در سال 1996 برای کشاورزان آمریکایی
برابر 60 میلیون دلار بود.
6- کل سود حاصل از کشت گیاهان پنبه ، ذرت و سیب زمینی Bt در آمریکا طی سال
1996 برابر 80 میلیون دلار بود و در سال 1997 میلادی برای ذرت Bt به تنهایی
معادل 190 میلیون دلار بود.
7- سال 1996 در کانادا متوسط عملکرد کلزای متحمل به علفکش مقدار 9درصد
بیشتر از تیمارهای شاهد (روشهای دیگر کنترل علف هرز) بود و حتی به بیش از
20درصد نیز میرسید. از طرفی میزان مصرف سم از طریق کاهش تعداد دفعات
سمپاشی (80 درصد کشاورزان تنها یک بار سمپاشی نمودند) از 570 گرم به 160
گرم ماده فعال در هر ایکر (1400 گرم در هر هکتار به 400 گرم) کاهش یافت.
سود خالص حاصل در یک برآورد متوسط محافظهکارانه حدود 20 دلار در هر ایکر
(50 دلار در هر هکتار) تخمین زده شد. بنابراین کل سود حاصل در 300 هزار
ایکر کلزای مقاوم به علفکش در کانادا برابر 6 میلیون دلار بود.
8- سویا مقاوم به علفکش نیز باعث کاهش 40-10 درصد از مصرف علفکش میشود.
9- در استرالیا، کشاورزان برای مبارزه با شپشکهای نخود فرنگی هر ساله حدود
16 میلیون دلار حشرهکشهای شیمیایی خرید مینمایند. این آفت مهمترین
عامل کاهش در محصول 100 میلیون دلاری نخودفرنگی استرالیا میباشد. سازمان
تحقیقات علمی و صنعتی این کشور با انتقال یک ژن از لوبیا قرمز توانسته است
نخود فرنگی تراریختهای ایجاد نماید که حدود 99.5 درصد در برابر حمله
شپشکها مقاومت دارد.
زمینههای مختلف کاربرد گیاهان تراریخته:
1- مبارزه با آفات و بیماریها
یکی از رویکردهای بیوتکنولوژی برای مبارزه با آفات و بیماریهای گیاهی،
مقاوم نمودن گیاه از طریق دستکاری ژنتیک و انتقال ژن میباشد. تولید
گیاهان تراریخته حاوی ژنهای تولیدکننده پروتئینهای سمی، که در مقابل آفات
خاصی بسیار سمّی و مؤثر بوده و در عین حال برای انسان، گیاه، حیاتوحش و
حشرات مفید، زیانی ندارند، از مثالهای کاربردی مهندسی ژنتیک میباشد.
استخراج ژنBt از باکتری Bacillus Thuringiensis و انتقال آن به ذرّت، پنبه و
سیبزمینی باعث مقاومت آنها در مقابل حشرات شده است. اکنون میلیونها
هکتار از این قبیل گیاهان در تعدادی از کشورهای صنعتی و در حال توسعه جهان
کشت میشود. واضح است که این فناوری با از بین بردن نیاز به استفاده از
سموم شیمیایی، چه خدمتی به حفظ محیطزیست و صرفهجویی اقتصادی کشاورزان
مینماید که در بخش قبلی نیز چند مثال ذکر شد.
در دانشگاه دیویس کالیفرنیا، انتقال ژن mi به گوجهفرنگی و ابراز آن در
برگها موجب مقاومت به نماتد گرهزای ریشه (Root knot) و شته میشود،
ولی این ژن در درجه حرارتهای بالاتر در مناطق گرمسیری غیرفعال میشود و
نیاز به مطالعات بیشتر دارد.
نتقال ژن Bt به باکتری خاکزی سودوموناس فلوئورسنس (Pseudomonas
fluorescence) که با ریشه غلات و سویا همزیست میباشد و اضافهکردن این
باکتری به خاک میتواند خسارت کرم اگروتیس یا شبپره زمستانی (Agrotis
ipsilon or Black cutworm) در غلات را کنترل کند. محققان آمریکایی با
انتقال ژن Pin2 به گیاه برنج باعث مقاوم شدن آن در برابر حشرات شدهاند.
انتقال ژن Bt به یک ریزسازواره درونزاد (Endophyte microorganism) که داخل
دستگاه آوندی گیاهان زندگی میکند و تکثیر میشود و آغشتهسازی بذور ذرت
و برنج با آنها، موجب کنترل کرم ساقهخوار ذرت و برنج میشود. آزمایشات
مزرعهای نشان داده است که ریزسازواره در خارج از گیاه زنده نمیماند و
به گیاهان تلقیح نشده همجوار نیز منتقل نمیشود. بنابراین مشکل زیستمحیطی
نخواهد داشت.
2- مبارزه با علفهای هرز
مهندسی ژنتیک در مبارزه با علفهای هرز نیز به کمک کشاورزی آمده است.
انتقال ژنهای مقاومت به علفکش که منشاء باکتریایی دارند، توانسته است
ارقام جدیدی از گیاهان ذرت، پنبه، سویا و کلزای مقاوم به علفکشهای مهم
همچون رانداپ و باستا را ایجاد نماید. گیاهان تراریخته مقاوم به علفکش
اکنون بیشترین سطح کشت جهانی گیاهان تراریخته را به خود اختصاص دادهاند.
3- بهبود کیفیت غذایی
تعدادی از ژنهای مربوط به کیفیت پروتئین از جمله لگومین در نخود، فازئولین
در لوبیا، زئین در ذرت، گلیادینها و گلوتنینهای با وزن مولکولی بالا در
گندم، شناسایی و همسانهسازی (کلون) شدهاند و در بعضی موارد (از جمله در
گندم) به گیاهان منتقل شدهاند. انتقال ژن پروتئین فریتین Ferritin تحت
کنترل یک پیشبر در دانه برنج موجب گردید آهن قابل استفاده (فرم فرو) آن
افزایش یابد. در سوئد ژنهایی به برنج منتقل کردهاند که موجب تولید و
ذخیره بتاکاروتن در دانه میشود. این ماده در بدن انسان به ویتامین A
تبدیل میشود و میتواند به عنوان یک منبع تامینکننده ویتامین A مطرح
باشد. بدین ترتیب در آینده نزدیک، دانههای برنج غنی از ویتامین A به یاری
کسانی که غذای اصلی آنها برنج بوده و به دلایلی از فقر ویتامین A رنج
میبرند، خواهد شتافت.
4- تحمل نسبت به تنشهای محیطی
حدود 80 درصد اختلاف بین مقدار محصول بدست آمده و محصول مورد انتظار از
خسارات تنشهای محیطی ناشی میشود. اکثر موفقیتهای کاربردی مهندسی ژنتیک
در زمینه صفات تکژنی ساده بوده است. اما بسیاری از صفات اقتصادی و مطلوب
در کشاورزی از جمله تحمل به تنشهای محیطی توسط تعداد زیادی ژن کنترل
میشوند و کار برای اصلاح این صفات مشکل میباشد. با این وجود، برخی از
ژنها مرتبط با تنشهای محیطی از قبیل تحمل به سرما، گرما، عناصر سنگین،
شوری و خشکی شناسائی و استفاده شدهاند، ولی کاربرد تجاری از آنها بدست
نیامده است.
به عنوان مثال میتوان از انتقال ژن مانیتول (یک ژن باکتریایی) برای افزایش
تحمل به شوری در توتون نام برد. همچنین مهندسی ژنتیک توانسته است
سیبزمینی و توتفرنگی مقاوم به یخبندان ایجاد نماید. انتقال یک ژن
باکتریایی به گیاه تنباکو، به بقای آن در محیط شور کمک نموده است. با تولید
برنج مقاوم به شوری نیز امکان زیرکشت بردن 86.5 میلیون هکتار از زمینهای
شور جنوب و جنوب شرقی آسیا فراهم میآید. دانشمندان ژاپنی مشغول تحقیق در
مورد تولید نوعی برنج پایدار در برابر خشکی و سرما و مقاوم به بیماریها
هستند.
5- تولید مواد دارویی از گیاهان
بکارگیری فناوری نوین زیستی علاوه بر آنکه در توسعه منابع جدید غذایی، حفظ
محیطزیست و غیره منشاء اثرات مفید بوده است، در ارائه راهکارهای نوین و
آسان در برقراری و حفظ بهداشت و سلامت بشر نیز موفق عمل نموده است. تولید
واکسنهای خوراکی و فراوردههای دارویی بوسیلة گیاهان نیز رویداد مهمی است
که منجر به افزایش کیفیت زندگی در کشورهای عقبمانده خواهد گشت. برای مثال،
واکسیناسیون افراد درکشورهای در حال توسعه، نیازمند خرید سالانه واکسن از
کشورهای صنعتی است و نیاز به سرمایهگذاریهای کلان جهت ایجاد زیرساختارهای
بهداشتی و فراهم نمودن تجهیزاتی دارد که دسترسی به آنها سهل و ارزان نیست.
اما بیوتکنولوژی گیاهی توانسته است پیشرفتهای قابل ملاحظهای در تولید
واکسنهای خوراکی در گیاهان زراعی یا میوهجات ایجاد کند.
تولید واکسن هپاتیت B در ذرت و موز و تولید واکسن cholera در سیبزمینی، از
نمونههای این کاربرد بیوتکنولوژی میباشند. این گونه واکسنهای نوترکیب
در مقایسه با واکسنهای تزریقی از هزینه بسیار کمتری برخوردارند. نتیجه یک
برآورد در آمریکا نشان میدهد که هزینه واکسن تزریقی هپاتیت B به ازای هر
فرد 200 دلار میباشد ولی استفاده از موز و گوجهفرنگی حاوی این واکسن
(واکسن خوراکی) کمتر از 10 دلار هزینه دارد.
تغذیه از سیبزمینی تراریخته حامل ژن دورگ کلراانسولین Chlora-Insuline که
گلوتامیک اسید دکربوکسیلاز (GAD) را تولید میکند از ابتلاء به دیابت
جلوگیری مینماید. این مورد در صورت موفقیت میتواند یک روش آسان و ارزان
برای جلوگیری از این بیماری باشد. لازم به ذکر است تغذیه موشهای مستعد
دیابت موجب کاهش وقوع آن و شدت پاسخ ایمنی گردید.
تنباکوی تولیدکننده هموگلوبین انسانی و ملانین در ایالت کارولینای شمالی آمریکا در حال انجام آزمایشات مزرعهای میباشد.
6- تولید آنزیمها و فرآوردههای صنعتی
در حال حاضر پژوهشگران، سیستمهای ویژهای برای کنترل ژنهای نوترکیب در
داخل گیاهان ابداع کردهاند که آنها را قادر ساخته تا بتوانند ویژگیهای
موردنظر را تنها در یک قسمت از گیاه به وجود آورند؛ به صورتی که بتوان از
یک گیاه علاوه بر محصول اصلی و زراعی آن، فرآوردههای جانبی دیگری نیز بدست
آورد. اخیراً نوعی سیبزمینی بهوجود آمده است که قابلیت تولید دو نوع
محصول، یکی غذایی و دیگری آنزیمی را تواماً دارا میباشد.
آنزیمهای صنعتی در فرمانتورها (بیوراکتورها) تولید میشوند، اما تولید
آنها بدین روش، به دو عامل گرانقیمت یعنی زمان و نیروی کار وابسته است.
پژوهشگران معتقدند استفاده از گیاهان به عنوان بیوراکتورها برای تولید
آنزیمها، آسانتر و ارزانتر خواهد بود. هزینه تولید یک گرم محصول با
استفاده از فرمانتور 50 تا 250 دلار است در صورتی که تولید آنزیم در
گیاهان، کمتر از یک پنی برای هر گرم محصول هزینه در بر دارد. این مساله
تنها به سیبزمینی محدود نمیشود، بلکه از گیاهان دیگر بهویژه ذرت نیز
میتوان برای تولید آنزیم در قسمتهای غیرخوراکی آنها استفاده کرد. توجه به
این نکته ضروری است که بیش از 120 میلیون تن ساقه خشک ذرت و 4 میلیون تن
برگ و ساقه خشک سیبزمینی در هر سال تولید میشود که میتواند منبعی برای
تولید مواد صنعتی باشد. علاوه بر این، کشاورزان میتوانند با کشت یک گیاه و
صرف هزینه واحد، همزمان دو محصول را تولید کنند که بدین ترتیب افزایش
درآمدی بالغ بر 100 تا 200 دلار در هر ایکر (واحد سطح) را به دنبال خواهد
داشت. مشاهده میشود که چنین دستاوردهایی علاوه بر کاهش بسیاری از
هزینهها، موجب آشتی هر چه بیشتر تکنولوژی و طبیعت نیز میشود.
همچنین میتوان از تولید آزمایشی پلاستیک توسط گیاه خردل در دانشگاه
استنفورد آمریکا و استخراج روغن صنعتی توسط پژوهشگران اسکاتلندی از طریق
دستکاری ژنتیکی گیاه Meadow Foam نام برد.
پژوهشگران اکنون بدنبال گیاهانی مانند Thaumatococcus danielli هستند که
تولید پروتئین تاوماتین Thaumatin آن حدود 2500 مرتبه از شکر شیرینتر
میباشد و مبداء آن در آفریقا است.
7- کاهش نیاز گیاهان به کودهای شیمیایی
در زمینه دستورزی سیستم تثیبت ازت و جذب فسفر و پتاسیم نیز ژنهایی
شناسایی و همسانهسازی شدهاند و مطالعاتی در حال انجام میباشد. به عنوان
مثال، ژنهای ترانسپورتر فسفات از آرابیدوپسیس جداسازی و کلون شدهاند و
وجود چنین ژنی در گوجهفرنگی نیز گزارش شده است. چنین راهبردهایی در آینده
میتواند نقش مهمی در حل مشکلات حاصلخیزی خاک و کاهش نیاز گیاهان به
کودهای شیمیایی ایفا نماید.
ب) کاربرد نشانگرهای مولکولی (پروتئین و دی.ان.آ)
نشانگرهای مولکولی، یک وسیله و ابزار مفید و دقیق میباشند که روشهای
مبتنی بر استفاده از آنها به عنوان مکمل روشهای سنتی و کلاسیک در سرعت
بخشیدن به برنامههای بهنژادی، افزایش دقت و صرفهجویی در نیروی کار و
هزینهها نقش چشمگیری دارند. پیدایش تکنیک PCR و نشانگرهای مولکولی دیانآ
در اوایل دهه 80 میلادی و تکامل تدریجی آنها به کمک ابداع ابزارها و
وسایل نوین پیشرفته باعث گردید که مفاهیم ژنومیکس، بیوانفورماتیکس و
پروتئومیکس در اواسط دهه 90 به عرصه بیولوژی مولکولی وارد شوند و بابهای
جدیدی از کاربردهای بیوتکنولوژی نوین گشوده شود. مجموعه این دستاوردها موجب
شد که پایان قرن بیستم با اتمام پروژههای بررسی ژنوم چندین موجود و از
جمله انسان، آرابیدوپسیس و برنج مصادف شود.
اگرچه برخی از متخصصین، نشانگرهای بیوشیمیایی شامل آیزوزایمها و
پروتئینهای کلی و ذخیرهای را که از اواسط دهه 1950 میلادی معرفی شدهاند
به عنوان نشانگرهای مولکولی میشناسند، اما امروزه واژه نشانگرهای مولکولی
بیشتر با نشانگرهای دیانآ مترادف میباشد.
انواع مختلفی از نشانگرهای مولکولی دیانآ (DNA) تا به امروز معرفی
شدهاند و دقیقترین ابزار را برای بررسی ساختار ژنتیکی موجودات فراهم
نمودهاند. نشانگرهای ارافالپی (RFLP)، رپید (RAPD)، SSR، AFLP ،STMS،
ESTs و ALP از مهمترین نشانگرهای دیانآ محسوب میشوند.
نشانگرهای مولکولی در عرصه مطالعات ژنتیک، سیتوژنتیک، ردهبندی و بهنژادی،
دارای کاربردهای متعددی هستند که دو مورد از مهمترین آنها به شرح زیر
میباشند:
1. بررسی روابط خویشاوندی و روند تکاملی: شناخت تنوع ژنتیکی و طبقهبندی
ذخائر توارثی، یک امر زیربنایی و پایه برای طراحی موفق برنامههای بهنژادی
میباشد و همچنین در آسان نمودن مدیریت حفظ و نگهداری مجموعههای ژنتیکی
نقش بسزایی دارد. بررسیهای تنوع ژنتیکی و طبقهبندی از طریق نشانگرهای
مولکولی به طور گستردهای در سایر کشورها برای اکثر گیاهان انجام شده است.
انجام این کار در مورد ذخایر توارثی گیاهان نیز جنبه بنیادی-کاربردی دارد و
برای کمک به طراحی برنامههای بهنژادی، بسیار ضروری است. همچنین
میتوان با شناسایی و حذف نمونههای تکراری موجود در بانک ژن از
هزینههای اضافی برای تکثیر و نگهداری آنها جلوگیری نمود.
2. تعیین نقشه ژنتیکی (جایگاه کروموزومی و پیوستگی ژنها): تعیین نقشه
ژنتیکی موجودات در مطالعات ژنتیک پایه و بهنژادی اهمیت دارد. نقشهیابی و
تعیین توالی ژنوم گیاهان همچنین به روشن شدن عمل ژن و تنظیم ابراز آن کمک
میکند.
امروزه ردیابی صفات مطلوب و سهولت انتخاب به کمک نشانگرها (MAS or
Marker-aided selection) از طریق تعیین پیوستگی (لینکاژ) آنها با صفات مهم
زراعی (کمی و کیفی) امکانپذیر شده است. این موضوع، امکان گزینش سریع و
دقیق ژنوتیپهای مطلوب را در مراحل اولیه رشد فراهم کرده و طول دوره
بهنژادی را کوتاه مینماید. این مقوله به خصوص طی سالهای اخیر به شدت
مورد توجه قرار گرفته است و موفقیتهای زیادی از قبیل تشخیص گیاهان مقاوم
به یک آفت یا بیماری که در برنامههای بهنژادی و اجرای مقررات قرنطینه
نباتی اهمیت دارند، بدست آمده است. این جنبه کاربردی در گیاهان چندساله و
بهخصوص درختان که اغلب طول دوره جوانی در آنها زیاد میباشد، اهمیت
بیشتری دارد و باعث افزایش دقت و صرفهجویی در زمان، نیروی کار، هزینهها و
امکانات مزرعهای میشود.
شناسههای مولکولی (Molecular tags) برای بسیاری از صفات در گیاهان زراعی
توسط انواع مختلف نشانگرهای مولکولی تهیه شده است. مثالهایی از پیوستگی
نشانگرهای مولکولی بیوشیمیایی و دی-ان-آ برای برخی از صفات مهم در گیاهان
مختلف از قبیل گوجهفرنگی، گندم، ذرت، جو، سویا، نخودفرنگی و برنج که در
انتخاب به کمک نشانگرها (MAS) قابل استفاده هستند وجود دارند. انتخاب به
کمک نشانگرها بهخصوص برای شناسایی صفات کمی و مقاومت گیاهان به آفات و
بیماریها سودمند میباشد. اگرچه روشهای مرسوم (سنتی) برای ارزیابی
مقاومت به آفات و بیماریها توانستهاند نتایج بسیار خوبی ارائه دهند ولی
اغلب به هزینه و زمان زیاد نیاز دارند. همچنین همیشه گیاهانی هستند که از
نظر ژنتیکی حساس هستند اما از بیماریها یا آفات فرار میکنند و حساسیت
آنها در نسلهای بعدی بروز میکند.
لازم به ذکر است از اواخر دهه 1980 میلادی شناسایی مکانهای ژنی صفات کمی
(QTLs) از طریق پیوستگی با نشانگرهای مولکولی مورد توجه واقع شده است.
بسیاری از مکانهای ژنی صفات کمی توسط این نشانگرها در تعدادی از محصولات
زراعی از قبیل گوجهفرنگی، ذرت، جو و برنج شناسایی شدهاند. نشانگرهای
مولکولی پیوسته با صفات کمی همچون مقدار مواد جامد در گوجهفرنگی،
برگرداندن باروری و سازگاری وسیع دورگ و عدم عقیمی، مقاومت به خشکی، شکل
ریشه، زمان خوشهدهی و ریزش در برنج گزارش شدهاند. همچنین تعیین کیفیت
نانوایی گندم و تشخیص گندم نان از گندم دوروم توسط بررسی واحدهای گلوتنین
از پروتئینهای ذخیرهای دانه گندم امکانپذیر میباشد.
ج) کشت سلولها و بافتهای گیاهی
کشف پدیده توتی پوتنسی (Totipotency) یا توانایی یک سلول در ایجاد یک موجود
کامل باعث شد تا در اواخر دهه 1960 میلادی روشهای کشت سلول، بافتها و
اندامهای گیاهی توسعه یابند. این روشها به نام کشت بافت موسوم
میباشند. فنون کشت سلول و بافت در اواخر دهه 70 توسعه یافتند و تکثیر
گیاهان با روش مذکور از اوایل دهه 80 میلادی رایج شد. همچنین توسعه روشهای
انتقال ژن و مهندسی ژنتیک و ایجاد گیاهان و جانوران تراریخته بدون فنون
کشت سلول و بافت امکانپذیر نبود. شناخت سریع کاربردهای وسیع فنون کشت بافت
توسط متخصصین موجب گردید تا این فنون بهسرعت گسترش یابند. به طوری که
شاید امروزه از فعالیتهای ساده و معمول بیوتکنولوژی بهخصوص برای
بهنژادی گیاهان بهشمار میآیند.
بسیاری از کاربردهای کشت بافت گیاهی در زمینه اصلاح و بهبود گیاهان کشاورزی
از اواخر دهه 1980 میلادی در سطح وسیع جنبه کاربردی پیدا نمودهاند.
برزیل به کمک فنون کشت بافت توانسته است رقمهایی از نیشکر بدست آورد که
عملکرد بیشتری دارند و به علفکش نیز مقاوم هستند. کشور مکزیک در زمینه
کشت بافت برای تولید میوهجات و گلهای زینتی برای صادرات فعالیت میکند.
هلند سالانه مقادیر بسیار زیادی بذر سیبزمینی عاری از ویروس و انواع
گلهای زینتی را که از طریق ریزازدیادی تکثیر شدهاند به کشورهای دیگر
صادر میکند. رقم گندم زیائویان6 (Xiaoyan6) در چین از تلاقی T. aestivum x
Agropyron elongatum و بکارگیری فن نجات جنین تولید شده است که 38 میلیون
هکتار سطح زیرکشت دارد و افزایش عملکرد ناشی از آن حدود 16 میلیون تن (420
کیلوگرم در هکتار) بوده است.
یک شرکت چند ملیتی با استفاده از روشهای کشت بافت و سلول، سالیانه بیش از
یک میلیون اصله نهال نخل روغنی تولید و تکثیر مینماید و به کشورهای جهان
سوم صادر میکند. سرعت عمل، خالص بودن و سالم بودن باعث میشود محصول (در
مقایسه با کشت و تکثیر معمولی نخل) حدود 30 درصد افزایش یابد. در کره از
طریق کشت بافت سیبزمینی طی سالهای 1981 تا 1986 میزان محصول از 12 به 26
تن در هکتار رسیده است.
برخی از کشورها از کشت بافت و روش Cryopreservation (نگهداری بافتهای
زنده گیاهی در شرایط سرمای زیاد) برای استفاده در بانک ژن نگهداری طولانی
مدت جهت حفظ ذخایر ژنتیکی گیاهانی که از طریق غیرجنسی تکثیر میشوند و یا
نگهداری بذور آنها به روشهای معمول در بانک ژن مشکل و پرهزینه میباشد،
استفاده نمودهاند.
برخی کاربردهای کشت بافت گیاهی
در ادامه، برخی از مهمترین کاربردهای کشت بافت گیاهی و فواید اقتصادی آنها مورد بررسی قرار میگیرد:
1- تولید گیاهان دابلهاپلوئید
لاینهای دابلهاپلوئید (Double haploids) از طریق کشت اندامهای
هاپلوئید (دانه گرده، بساک، پرچم و غیره) و یا توسط تلاقیهای
بینگونهای و بینجنسی (روش حذف کروموزومی) تولید میشوند.
این روش، طول دوره بهنژادی را از حدود 12-10 سال (در برنامههای بهنژادی
سنتی و کلاسیک) به 7-6 سال کاهش میدهد و لاینهای صددرصد خالص
(هموزیگوس) ایجاد مینماید. بنابراین روش دابلهاپلوئیدی میتواند سریعتر
از روشهای سنتی، رقم جدید را معرفی نماید.
تولید رقمهای دابلهاپلوئید در گندم، جو، برنج، کلزا، ذرت، نیشکر، سویا،
انگور و سیب گزارش شده است. در چین رقمهای جدید برنج دابلهاپلوئید
حاصل از کشت دانه گرده و بساک در سطح میلیونها هکتار کشت میشوند. در
فرانسه نیز دو رقم کلزا که به طور غالب کشتوکار میشوند و یک رقم گندم و
همچنین در کانادا دو رقم جو از این طریق تولید شدهاند.
در ایران نیز چندین لاین امیدبخش گندم دابلهاپلوئید از طریق روش حذف
کروموزومی (تلاقی گندم x ذرت) تولید شده است که احتمال میرود در سالهای
آینده به عنوان رقم جدید معرفی شوند.
2- ریزازدیادی و تکثیر انبوه گیاهان
ریزازدیادی (Micropropagation) و تکثیر سریع و انبوه ژنوتیپهای مطلوب و
تولید گیاهان یکسان (Clone propagation) عاری از بیماری (بهخصوص عاری از
ویروسها) از طریق کشت بافت و اندامهای مختلف گیاهی در بسیاری از گیاهان
مهم اقتصادی امکانپذیر میباشد. بهعنوان مثال میتوان به تولید سریع و
انبوه سیبزمینی، خرما، موز، نخل روغنی، توتفرنگی، سیب، مارچوبه و نیشکر
از گیاهان زراعی و باغی؛ اوکالیپتوس و سپیدار، از درختان جنگلی و رز،
ارکیده، میخک، داودی، شمعدانی، ژربرا، دیفنباخیا، دراسنا، بنفشه آفریقایی،
آنتوریوم، کوکب، انجیرزینتی (فیکوس)، فیلودندرون و سینگونیوم از گلها و
گیاهان زینتی اشاره نمود.
این روش علاوه بر تکثیر سریع و تولید گیاهان عاری از عوامل بیماریزا، در
اکثر گیاهان چندساله از جمله خرما و گردو باعث کاهش دوره نونهالی و
زودباردهی آنها میشود. همچنین فضای بسیار کمتری برای تکثیر نیاز میباشد.
پیرتروم حشرهکشی طبیعی است که از گلهای خشک نوعی از گیاه داودی
(Charanthemum cineraiaepolium) به دست میآید. کشور کنیا بزرگترین
تولیدکننده آن میباشد که تجارت سالانه آن از طریق ریزتکثیری حدود 75
میلیون دلار میباشد.
طی یک دوره هشتماهه، از یک غده سیبزمینی عاری از ویروس حاصل از کشت
مریستم انتهایی، تعداد 2 میلیارد غده سالم یکسان در یک مساحت 40 هکتاری
بدست آمد. این سرعت تکثیر 100 هزار برابر بیشتر از سرعت تولید مثل جنسی
است.
یک نخل روغنی توسط کشت یک قطعه از بافت برگ توانست طی یکسال حدود 500 هزار
گیاه یکسان مقاوم به فیلاریوسیس با تولید روغن 6 تن در هکتار را تامین کند
(این مقدار روغن 30-6 برابر بیشتر از سایر گیاهان اصلی تولید کننده روغن
مانند آفتابگردان و سویا میباشد). همین روش برای تکثیر رقمهای جدید
نارگیل نیز به کار میرود. کشت مریستم انتهایی و یا جوانههای جانبی و
تولید و تکثیر گیاهان عاری از بیماری و ویروس در بیش از 50 نوع گیاه شامل
سیبزمینی، توت فرنگی، انگور، لیمو، کاساوا، سیبزمینی شیرین، موز و غیره
امکانپذیر میباشد.
3- تنوع سوماکلونال
القای تنوع رویشی یا سوماتیکی (Soamaclonal variation) با هدف ایجاد تنوع
جدید و یا انتخاب تنوع موجود و گزینش ژنوتیپهای مطلوب �
�(مقاومت به تنشهای زنده و غیرزنده، کیفیت بهتر و غیره) در درون
محیطکشت (Invitro selection) انجام میشود.
کشت سلولها و بافتهای گیاهی در محیطکشت مصنوعی و در شرایط خاص باعث بروز
تغییرات ژنتیکی در آنها میشود. بنابراین جهت ایجاد تنوع و انتخاب گیاهان
واجد صفات تغییریافته و جدید از قبیل گیاهان مقاوم به شوری، خشکی، گرما،
سرما و مقاومت به آفات و بیماریها و یا بهبود کیفیت مواد غذایی از این
روشها استفاده گردیده است که در بعضی از زمینهها، رقمهای تجاری نیز
تولید شده است. طی دهه اخیر نیز این گونه پژوهشها با شدت بیشتر دنبال
میشود. با توجه به وجود اکثر مشکلات فوق در کشور، بکارگیری این فنون در
ایران نیز میتواند پتانسیل اقتصادی قابل توجهی به دنبال داشته باشد.
از ایجاد رقمهای جدید تجاری توسط تنوع سوماکلونال میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
- گوجهفرنگی دارای رنگ، طعم و بافت عالی که میتواند 14-10 روز پس از برداشت (بدون آسیب) نگهداری شود.
- فلفل شیرین با اندازه ریز، بدون دانه، تغییر درجه شیرینی و رنگ قرمز تیره از طریق کشت بساک به مرحله تجاری رسیده است.
- رقمهای هویج و کرفس تردتر و شیرینتر به بازار عرضه شده است.
- یک رقم برنج دیررس و یک رقم پاکوتاه در ژاپن بدست آمده است.
- لاینهای متحمل به شوری در برنج ایجاد شده است.
- تولید رقمهای تجاری دارای صفات مطلوب در سیبزمینی، نیشکر، برنج، ذرت،
جو، گندم، تنباکو، شبدر، یونجه، کلزا، یولاف و گوجهفرنگی نیز از این روش
گزارش شده است.
4- دورگگیری سوماتیکی و امتزاج پروتوپلاست
دورگگیری سوماتیکی (Somatic hybridization) و امتزاج پروتوپلاست
(Protoplast Fusion) در جنسها و گونههایی انجام میشود که تلاقیپذیری
ندارند. این کار به منظور دستکاری گونههای گیاهی و در جهت افزایش تنوع
ژنتیک و ایجاد صفات و یا گیاهان جدید و تولید سیبریدها (دورگهای
سیتوپلاسمی) استفاده میشود. این فنون با رفع محدویت تلاقیهای
بینگونهای و بینجنسی از طریق کشت تخمک نارس یا بالغ، گردهافشانی در
محیط مصنوعی (Invitro Pollination) و یا بکارگیری فنون نجات (یا کشت) جنین
(Embryo rescue) میتوانند به عنوان مکمل روشهای اصلاح سنتی عمل نمایند.
اگرچه بهنژادگران امیدواری زیادی به این فنون دارند، ولی تاکنون موفقیت
کاربردی چندانی نداشته است. از جمله صفاتی که در این روش برای انتقال مورد
توجه هستند، میتوان تحمل به تنشهای محیطی از قبیل سرما، شوری، خشکی و
مقاومت به آفات و بیماریها را نام برد.
ایجاد دورگهای سوماتیکی به روش امتزاج پروتوپلاست در بیش از 30 گونه و 12
جنس انجام شده است. پومیتو (Pomato) تنها گیاه جدیدی است که از طریق امتزاج
پروتوپلاست گوجهفرنگی و سیبزمینی تولید شده است ولی هنوز بهرهبرداری
کشاورزی ندارد.
5- تولید متابولیتهای ثانویه (Secondary metabolites)
گیاهان در طول زندگی خود برخی از مواد آلی شیمیایی پیچیده تولید میکنند
که در رشد و نمو و فعالیتهای حیاتی گیاه نقشی ندارند و به آنها
متابولیتهای ثانویه گفته میشود. مواد معطر، مواد موثره دارویی،
فرمونها، حشرهکشها، علفکشها، قارچکشها، هورمونهای گیاهی و
مواد آللوپاتیک (ایجاد کننده انواع مقاومتها و یا بازدارنده رشد و نمو)
از این جمله هستند . تولید انبوه و سریع این مواد پیچیده در مقیاس زیاد از
روشهای شیمیایی آزمایشگاهی، مشکل و یا غیرممکن میباشد. از سوی دیگر، به
دلیل گسترش مصرف مواد دارویی و صنعتی، نیاز به مواد جدید با تاثیرات بیشتر
از منابع متنوع تجدیدشونده شیمیایی با عوارض زیست محیطی کمتر و روشهای
استخراج آسان و اقتصادی ضروری میباشد. بیوتکنولوژی و از جمله کشت
بافتهای گیاهی برای تولید آسان و انبوه متابولیتهای ثانویه، یک راهحل
مناسب و ارزانتر برای این مشکل میباشد.
میزان تولید از طریق کشت بافت 10-3 برابر بیشتر از کاشت گیاه کامل میباشد.
قیمت متابولیتهای ثانویه نیز بسیار گران میباشد، به طوری که فروش
محصولات دارویی مانند شیکونین (Shikonin) یا دیجیتوکسین (Digitoxin) و یا
عطرهایی همچون روغن جاسمین (Jasmin) از چند دلار تا چند هزار دلار به ازای
هر کیلو تغییر میکند. به عنوان مثال قیمت هر کیلو از داروهای ضد سرطان
مانند وینبلاستین (Vinblastin)، وینکریستین (Vincristin) و تاگزول
(Taxol) به چند هزار دلار میرسد. جدول 5 میزان فروش جهانی برخی از
متابولیتهای ثانویه را بیان مینماید و هر کدام مبالغ هنگفتی را به خود
اختصاص دادهاند.